bestillen
آرام کردن، فرو نشاندن، ارضا کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را آرام کردن یا ساکت کردن (اغلب برای کودکان گریان یا احساسات).
- Die Mutter versuchte, ihr weinendes Kind zu bestillen.مادر سعی کرد کودک گریان خود را آرام کند.
- Er konnte seine aufgewühlten Gedanken nicht bestillen.او نتوانست افکار آشفته خود را آرام کند.