bestmöglich
بهترین نحو ممکن، تا حد امکان
Bedeutungen
1
به بهترین شکلی که در شرایط موجود امکانپذیر است؛ با بالاترین کیفیت یا کارایی ممکن.
- Wir werden die Situation bestmöglich lösen.ما وضعیت را به بهترین نحو ممکن حل خواهیم کرد.
- Bitte bereiten Sie den Bericht bestmöglich vor.لطفاً گزارش را به بهترین شکل ممکن آماده کنید.
- Er hat seine Fähigkeiten bestmöglich eingesetzt, um das Projekt abzuschließen.او از تواناییهایش به بهترین نحو ممکن برای تکمیل پروژه استفاده کرد.