فعل
با چیزی (مانند چوب نوکتیز) ور رفتن، سوراخ کردن
معانی و تعاریف bestochern:
- ایجاد سوراخ یا شکاف در یک ماده با استفاده از ابزار نوک تیز، میله یا چوب، به ویژه در کارهای فنی یا ساختمانی.
جملات نمونه برای bestochern:
„Von allen geschubst und verspottet wegen seiner Armseligkeit und Schwächlichkeit, drückt er sich an Säulen und Wänden herum, die er bekritzelt und mit seinem Szepter ''bestochert.''“
او با عصایش ور میرفت و میخراشید.
Der Zimmermann bestocherte die Holzbretter, um sie mit Dübeln zu verbinden.
نجار تختههای چوبی را برای اتصال با میخهای چوبی سوراخ کرد.
Man musste den Boden vorsichtig bestochern, um die Kabel sicher zu verlegen.
لازم بود زمین را با دقت سوراخ کنند تا کابلها را به طور ایمن قرار دهند.