Konjugierte Form
لمس شده، مالیده شده، پوشانده شده (شکل گذشته فعل)
معانی و تعاریف bestrichen:
- پوشاندن یا آغشته کردن سطحی با مادهای مانند رنگ، چسب، روغن یا کرم به گونهای که یک لایه نازک تشکیل شود.
جملات نمونه برای bestrichen:
Der Maler bestrich die Leinwand sorgfältig mit einer Grundierung, bevor er mit dem eigentlichen Gemälde begann.
نقاش قبل از شروع نقاشی اصلی، بوم را با دقت با یک لایه آستر پوشاند.
Sie bestrich das Brot dünn mit Butter und Marmelade.
او نان را نازک با کره و مربا آغشته کرد.