bestruppen
ژولیده کردن، سیخ کردن مو
Beispiele
- Das Kind hat ''bestrupptes'' Haar.کودک موهای ژولیدهای دارد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با مو، پرز یا الیاف زبر پوشاندن؛ پرزدار کردن. (بسیار نادر یا غیرمعمول)
- Das alte Sofa war mit Staub und Tierhaaren bestruppt.مبل قدیمی با گرد و غبار و موی حیوانات پوشیده شده بود.
- Die Oberfläche des Stoffes war leicht bestruppt.سطح پارچه کمی پرزدار شده بود.