bestuhlgängeln
آلوده کردن با مدفوع، مدفوع کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas + bestuhlgängeln)
آلوده کردن یا کثیف کردن چیزی با مدفوع، به ویژه مدفوع پرندگان.
- Die Vögel haben die Wäsche auf der Leine bestuhlgängelt.پرندگان لباسهای روی بند را با مدفوع کثیف کردهاند.
- Der Balkon ist vom Taubenkot bestuhlgängelt.بالکن از فضله کبوترها کثیف شده است.