betun
سر و کله زدن (با)، جرأت نکردن
Bedeutungen
1
sich + mit + Dativ
خود را با کاری یا کسی سرگرم کردن و مشغول ساختن، معمولاً به شکلی دست و پا چلفتی اما دوستانه.
- Er betut sich gern mit den Kindern im Garten.او دوست دارد در باغ با بچهها سرگرم شود.
- Was betut ihr euch denn hier so lange?شما اینجا این همه مدت مشغول چه کاری هستید؟
2
intransitiv (بدون مفعول)
جرأت کردن یا توانایی انجام کاری را نداشتن (معمولاً در مورد کارهای دشوار یا ناخوشایند).
- Er betut sich nicht, sie anzusprechen.او جرأت نمیکند با او صحبت کند.
- Sie betut sich einfach nicht, die Wahrheit zu sagen.او به سادگی جرأت گفتن حقیقت را ندارد.