betätigen

Aussprache: /bəˈtɛːtɪɡn̩/
Worttrennung: be·tä·ti·gen
فعل

به کار انداختن، فعال کردن، مشغول به کاری شدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (چه چیزی را فعال کردن)

به کار انداختن، فعال کردن یا فشار دادن چیزی (مانند دکمه، اهرم، سوئیچ).

  • Bitte betätigen Sie den roten Knopf.لطفاً دکمه قرمز را فشار دهید.
  • Er betätigte den Hebel, um die Maschine zu starten.او اهرم را برای راه‌اندازی دستگاه به کار انداخت.
2 sich (reflexiv) (چه فعالیتی انجام دادن)

فعالیت کردن، مشغول کاری شدن، یا در فعالیتی شرکت کردن.

  • Sie betätigt sich als Freiwillige in einem Tierheim.او به عنوان داوطلب در یک پناهگاه حیوانات فعالیت می‌کند.
  • Er betätigt sich sportlich sehr gerne.او خیلی دوست دارد به ورزش بپردازد.