betölpeln
فریب دادن، گول زدن
Beispiele
- Beim alten George Washington! Ich bin doch kein altes Weib, und lasse mich nicht ''betölpeln.به جرج واشنگتن پیر قسم! من که پیرزن نیستم و اجازه نمیدهم فریب بخورم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را با حیلهگری یا فریب، احمق جلوه دادن یا گول زدن.
- Lass dich nicht von diesem Verkäufer betölpeln!نگذار این فروشنده تو را گول بزند!
- Er fühlte sich betölpelt, als er merkte, dass er zu viel bezahlt hatte.وقتی متوجه شد که بیش از حد پرداخت کرده است، احساس کرد که گول خورده است.