betüddeln
زیاد از کسی مراقبت کردن، لوس کردن، نازپرورده کردن
Beispiele
- Pflanzen sind ein bisschen wie Kinder, die man ''betüddelt''.گیاهان کمی شبیه بچهها هستند که آدم نازشان را میکشد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
بیش از حد از کسی مراقبت کردن، نازپروردن، لوس کردن (غیررسمی، منطقهای)، با چیزهای کوچک مشغول بودن
- Sie betüddelt ihre Pflanzen den ganzen Tag.او تمام روز مشغول رسیدگی بیش از حد به گیاهانش است.
- Lass dich nicht so betüddeln, du schaffst das alleine!اجازه نده اینقدر لوس شوی، خودت از پسش برمیآیی!