betüdeln
ناز کردن، نوازش کردن، لوس کردن، تیمار کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas betüdeln)
ناز و نوازش کردن، بیش از حد توجه کردن، لوس کردن (اغلب با بار معنایی کمی منفی یا محبت بیش از حد).
- Sie betüdelte ihr Enkelkind den ganzen Nachmittag.او تمام بعدازظهر نوه خود را ناز و نوازش کرد.
- Hör auf, mich so zu betüdeln, ich bin doch kein kleines Kind mehr!بس کن اینقدر نازم را کشیدن، من دیگر بچه نیستم!
2
Akkusativ (jemanden / etwas betüdeln)
کسی را مشغول یا سرگرم نگه داشتن، اغلب با چیزهای بیاهمیت.
- Er versuchte, die Kinder mit Spielzeug zu betüdeln, damit sie ruhig blieben.او سعی کرد بچهها را با اسباببازی مشغول نگه دارد تا ساکت بمانند.
- Die Tante betüdelte ihre Nichte mit kleinen Geschenken.خاله با هدایای کوچک خواهرزادهاش را سرگرم میکرد.