betütern

Aussprache: /bəˈtyːtɐn/
Worttrennung: be·tü·tern
فعل

بیش از حد از کسی مراقبت کردن، نازپروردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas betütern)

بیش از حد از کسی مراقبت کردن، زیادی لوس کردن، نازپروردن (با بار معنایی منفی، مثل اینکه فرد را ناتوان فرض کنیم یا مانع رشد او شویم).

  • Sie betütert ihren Sohn, sodass er keine eigenen Entscheidungen treffen kann.او پسرش را بیش از حد نازپرورده می‌کند، به طوری که او نمی‌تواند تصمیمات شخصی بگیرد.
  • Hör auf, mich wie ein kleines Kind zu betütern!بس کن، مرا مثل یک بچه کوچک نازپرورده نکن!