betagt
سالمند، پیر، سندار
Bedeutungen
1
به طور مؤدبانه به معنای پیر یا سالخورده؛ دارای سن زیاد.
- Die betagte Dame wurde von ihrem Enkel nach Hause begleitet.خانم سالمند توسط نوه خود تا خانه همراهی شد.
- Er lebt in einem Haus für betagte Menschen.او در خانهای برای افراد سالمند زندگی میکند.
- Die betagten Eltern freuen sich über jeden Besuch.والدین سالخورده از هر دیداری خوشحال میشوند.