abbeten
با عجله و یکنواخت دعا کردن؛ با دعا جبران کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (Gebet)
یک دعا یا سلسلهای از دعاها را به پایان رساندن یا تکرار کردن.
- Er betete sein tägliches Gebet ab.او دعای روزانهاش را خواند.
- Sie musste eine lange Liste von Gebeten abbeten.او مجبور بود لیست طولانی از دعاها را بخواند.
2
Akkusativ (Sünde, Schuld)
با دعا کردن، گناه یا مجازاتی را از خود دور کردن یا جبران کردن.
- Er hoffte, seine Schuld durch Gebete abbeten zu können.او امیدوار بود که بتواند گناه خود را با دعا جبران کند.
- Sie musste für ihre Fehler Buße tun und Sünden abbeten.او مجبور بود برای اشتباهاتش کفاره بدهد و گناهانش را با دعا پاک کند.