betexten
نوشتن متن برای چیزی، شرح دادن (با متن)
Beispiele
- Sie zeichnete und ''betextete'' die Modeseiten, war aber auch mit der Bildbeschaffung, dem Umbruch und anderen redaktionellen Arbeiten beschäftigt.او صفحات مد را طراحی و شرحنویسی میکرد، اما در تهیه تصاویر، صفحه آرایی و سایر کارهای تحریریه نیز مشغول بود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
برای یک تصویر، فیلم یا هر محتوای بصری دیگر، متن یا زیرنویس اضافه کردن
- Der Dokumentarfilm wurde in mehreren Sprachen betextet.فیلم مستند به چندین زبان زیرنویس شد.
- Sie betextete die Fotos für die Ausstellung.او برای عکسهای نمایشگاه متن نوشت.
2
Akkusativ
برای یک ملودی یا آهنگ، شعر یا ترانه نوشتن
- Der Komponist bat den Dichter, die Melodie zu betexten.آهنگساز از شاعر خواست که برای ملودی شعر بنویسد.
- Es ist schwer, eine gute Melodie passend zu betexten.سخت است که برای یک ملودی خوب، متنی مناسب نوشت.