betont

Aussprache: /bəˈtoːnt/
Worttrennung: be·tont
صفت

تأکید شده، مشدد

Bedeutungen

1

دارای تکیه یا تأکید؛ برجسته شده. این صفت می‌تواند در زمینه‌های مختلفی مانند زبان‌شناسی (تلفظ)، موسیقی یا بیان به کار رود.

  • In diesem Wort liegt die Betonung auf der ersten Silbe.در این کلمه، تأکید بر هجای اول است.
  • Der Lehrer gab eine betonte Erklärung des Problems.معلم توضیحی مشدد درباره مسئله ارائه داد.
  • Die Musik hatte einen stark betonten Rhythmus.موسیقی ریتم کاملاً مشددی داشت.
2

تأکید شده، برجسته (در مورد یک مفهوم یا نکته).

  • Die Rede enthielt eine betont wichtige Botschaft.سخنرانی حاوی پیامی با اهمیت تأکید شده بود.
  • Er legte einen betonten Wert auf Pünktlichkeit.او اهمیت ویژه‌ای به وقت‌شناسی می‌داد.
  • Die Präsentation hob die betonten Vorteile des Produkts hervor.ارائه، مزایای برجسته محصول را برجسته کرد.