beträchtlich
قابل توجه، چشمگیر، معتنابه
Bedeutungen
1
به میزان زیاد، قابل توجه، یا مهم؛ چشمگیر.
- Die Firma hat im letzten Jahr einen beträchtlichen Gewinn erzielt.این شرکت در سال گذشته سود قابل توجهی به دست آورد.
- Die Reisekosten waren beträchtlich höher als erwartet.هزینههای سفر به طور چشمگیری بالاتر از حد انتظار بود.
- Es gab beträchtliche Fortschritte in der medizinischen Forschung.پیشرفتهای معتنابهی در تحقیقات پزشکی صورت گرفته است.