betröpfeln
چکاندن، قطره قطره ریختن روی چیزی (با تأکید بر قطرات ریز)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas betröpfeln)
مایعی را به آرامی و به صورت قطرات کوچک و پراکنده روی چیزی ریختن یا پاشیدن.
- Der Künstler betröpfelte die Leinwand mit Farbe.هنرمند با رنگ روی بوم نقاشی قطره قطره پاشید.
- Das Wasser betröpfelte sanft die Blütenblätter der Rose.آب به آرامی گلبرگهای گل رز را قطره قطره مرطوب کرد.