betragen
مقدار شدن، بالغ بر... بودن، رفتار کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas betragen) / intransitiv
بالغ شدن بر، به میزان یا عددی مشخص رسیدن (در قیمت، هزینه، فاصله، دما یا درصد).
- Die Kosten für die Reparatur betragen 500 Euro.هزینه تعمیر، ۵۰۰ یورو بالغ میشود.
- Die Temperatur betrug heute nur 10 Grad Celsius.دمای امروز فقط ۱۰ درجه سانتیگراد بود.
2
sich + Adverb / gut/schlecht betragen
رفتار کردن، سلوک داشتن در جمع (به صورت انعکاسی: sich betragen).
- Die Kinder haben sich heute sehr gut benommen.بچهها امروز رفتار بسیار خوبی داشتند.
- Er betrug sich in der Öffentlichkeit tadellos.او در انظار عمومی رفتار بیعیب و نقصی داشت.