betragen

Aussprache: /bəˈtraːɡn̩/
Wortzerlegung: be·tra·gen
فعل

مقدار شدن، بالغ بر... بودن، رفتار کردن (انعکاسی)

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) / betragen

بالغ شدن بر، به میزان یا عددی مشخص رسیدن (در قیمت، هزینه، فاصله، دما یا درصد)

  • Die Kosten betragen insgesamt 50 Euro.هزینه‌ها در مجموع ۵۰ یورو می‌شود.
  • Die Entfernung zwischen den Städten beträgt etwa 10 Kilometer.فاصله بین دو شهر تقریباً ۱۰ کیلومتر است.
2 sich + gut/schlecht betragen

رفتار کردن، سلوک داشتن در جمع (به صورت انعکاسی: sich betragen)

  • Er hat sich bei der Feier vorbildlich betragen.او در مهمانی به شایستگی رفتار کرد.
  • Man sollte sich in der Öffentlichkeit stets angemessen betragen.باید در انظار عمومی همیشه به طور مناسب رفتار کرد.