betragen
مقدار شدن، بالغ بر... بودن، رفتار کردن (انعکاسی)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) / betragen
بالغ شدن بر، به میزان یا عددی مشخص رسیدن (در قیمت، هزینه، فاصله، دما یا درصد)
- Die Kosten betragen insgesamt 50 Euro.هزینهها در مجموع ۵۰ یورو میشود.
- Die Entfernung zwischen den Städten beträgt etwa 10 Kilometer.فاصله بین دو شهر تقریباً ۱۰ کیلومتر است.
2
sich + gut/schlecht betragen
رفتار کردن، سلوک داشتن در جمع (به صورت انعکاسی: sich betragen)
- Er hat sich bei der Feier vorbildlich betragen.او در مهمانی به شایستگی رفتار کرد.
- Man sollte sich in der Öffentlichkeit stets angemessen betragen.باید در انظار عمومی همیشه به طور مناسب رفتار کرد.