betreiben
اداره کردن، انجام دادن (فعالیت)
Beispiele
- Seit der ursprüngliche Inhaber der Firma verstarb, ''betreiben'' seine Nachfahren diese.از زمانی که صاحب اصلی شرکت فوت کرد، نوادگانش آن را «اداره میکنند».
- Der Vater arbeitete in einer Kleiderfabrik und ''betrieb'' zu Hause mit seiner Frau in der Wohnung eine Schneiderei.پدر در یک کارخانه پوشاک کار میکرد و در خانه به همراه همسرش یک خیاطی «اداره میکرد».
Bedeutungen
1
Akkusativ
اداره کردن، گرداندن (کسب و کار، دستگاه)
- Er betreibt ein kleines Café.او یک کافه کوچک را اداره میکند.
- Die Firma betreibt mehrere Filialen.این شرکت چندین شعبه را اداره میکند.
2
Akkusativ
انجام دادن، مشغول بودن به (ورزش، تحقیق)
- Sie betreibt viel Sport.او زیاد ورزش میکند.
- Die Wissenschaftler betreiben intensive Forschung.دانشمندان تحقیقات فشردهای انجام میدهند.