betriebsam

Aussprache: /bəˈtriːpzaːm/
Worttrennung: be·trieb·s·am
صفت

پرتلاش، پرکار، فعال و پرجنب‌وجوش

Bedeutungen

1

کسی که به طور مداوم و با انرژی زیاد مشغول کار یا فعالیت است؛ پرجنب‌وجوش و فعال.

  • Die Ameisen waren sehr betriebsam und trugen Blätter zu ihrem Bau.مورچه‌ها بسیار پرکار بودند و برگ‌ها را به لانه خود حمل می‌کردند.
  • Er ist ein sehr betriebsamer Mensch, der immer etwas zu tun findet.او فردی بسیار پرتلاش است که همیشه کاری برای انجام دادن پیدا می‌کند.
  • Die betriebsame Atmosphäre in der Werkstatt war ansteckend.فضای پرجنب‌وجوش در کارگاه مسری بود.