betriebsbedingt

Aussprache: /bəˈtriːpsbəˌdɪŋt/
Worttrennung: be·triebs·be·dingt
صفت

ناشی از شرایط عملیاتی/کاری؛ به دلیل مسائل مربوط به شرکت

Bedeutungen

1

به دلایلی اشاره دارد که مستقیماً به نحوه عملکرد، فرآیندها یا شرایط کاری یک شرکت یا سازمان مربوط می‌شود و اغلب در زمینه اخراج یا تعدیل نیرو به کار می‌رود.

  • Viele Mitarbeiter wurden wegen der betriebsbedingten Umstrukturierung entlassen.بسیاری از کارکنان به دلیل بازسازی ناشی از شرایط کاری اخراج شدند.
  • Die Schließung der Fabrik war eine betriebsbedingte Entscheidung.تعطیلی کارخانه تصمیمی بود که به دلیل مسائل عملیاتی گرفته شد.
  • Es gab betriebsbedingte Kündigungen aufgrund von wirtschaftlichen Schwierigkeiten.به دلیل مشکلات اقتصادی، اخراج‌های ناشی از شرایط کاری صورت گرفت.