betriebsblind

Aussprache: /bəˈtriːpsblɪnt/
Worttrennung: be·triebs·blind
صفت

کور از کار (ناشی از عادت شغلی)

Bedeutungen

1

به وضعیتی گفته می‌شود که فرد به دلیل عادت شغلی طولانی مدت، قادر به دیدن مشکلات یا نواقص در کار خود یا محیط کاری‌اش نیست.

  • Nach vielen Jahren im selben Job ist er vielleicht etwas betriebsblind geworden.پس از سال‌ها کار در یک شغل، شاید او تا حدی نسبت به کارش کور شده باشد.
  • Die neue Mitarbeiterin hat schnell die betriebsblinden Stellen im Prozess erkannt.کارمند جدید به سرعت نقاط کور شغلی در فرآیند را تشخیص داد.
  • Es ist wichtig, ab und zu von außen eine Meinung einzuholen, um nicht betriebsblind zu werden.مهم است که گاهی اوقات از بیرون نظرخواهی شود تا فرد نسبت به کارش کور نشود.