betriebsblind
کور از کار (ناشی از عادت شغلی)
Bedeutungen
1
به وضعیتی گفته میشود که فرد به دلیل عادت شغلی طولانی مدت، قادر به دیدن مشکلات یا نواقص در کار خود یا محیط کاریاش نیست.
- Nach vielen Jahren im selben Job ist er vielleicht etwas betriebsblind geworden.پس از سالها کار در یک شغل، شاید او تا حدی نسبت به کارش کور شده باشد.
- Die neue Mitarbeiterin hat schnell die betriebsblinden Stellen im Prozess erkannt.کارمند جدید به سرعت نقاط کور شغلی در فرآیند را تشخیص داد.
- Es ist wichtig, ab und zu von außen eine Meinung einzuholen, um nicht betriebsblind zu werden.مهم است که گاهی اوقات از بیرون نظرخواهی شود تا فرد نسبت به کارش کور نشود.