betriebsfremd

Aussprache: /bəˈtriːpsˌfrɛmt/
Worttrennung: be·triebs·fremd
صفت

خارج از شرکت، غیرمرتبط با شرکت، بیگانه

Bedeutungen

1

چیزی یا کسی که به طور مستقیم به عملیات یا ساختار یک شرکت یا سازمان تعلق ندارد یا در آن دخیل نیست.

  • Die Informationen waren betriebsfremden Personen nicht zugänglich.اطلاعات برای افراد خارج از شرکت در دسترس نبود.
  • Er arbeitete in einer betriebsfremden Abteilung, die für externe Projekte zuständig war.او در بخشی خارج از شرکت کار می‌کرد که مسئول پروژه‌های خارجی بود.
  • Die Sicherheitsprotokolle schützten vor betriebsfremden Zugriffen.پروتکل‌های امنیتی از دسترسی‌های خارجی محافظت می‌کردند.