betrinken
مست کردن، زیادهروی در مصرف الکل
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ
خود را با نوشیدن مقدار زیادی الکل مست کردن
- Er hat sich auf der Party völlig betrunken.او در مهمانی کاملاً خودش را مست کرد.
- Sie betrinken sich nur sehr selten.آنها به ندرت خود را مست میکنند.
2
Akkusativ
کسی را با دادن الکل زیاد مست کردن (کاربرد نادرتر)
- Sie versuchten, den Gast mit starkem Wein zu betrinken.آنها سعی کردند مهمان را با شراب قوی مست کنند.
- Man sollte niemanden gegen seinen Willen betrinken.نباید کسی را برخلاف میلش مست کرد.