betten

Aussprache: /ˈbɛtn̩/
Wortzerlegung: bet·ten
فعل

خواباندن، در بستر قرار دادن

Beispiele

  • Er hat sich weich ''gebettet'' und schlief bald ein.او خود را به نرمی در بستر قرار داد و به زودی به خواب رفت.
  • Sie ''bettet'' das Kind in eine Wiege.او کودک را در گهواره می‌خواباند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی را در بستر قرار دادن، خواباندن، رختخواب درست کردن

  • Sie bettet das Kind ins Bett.او کودک را در رختخواب می‌خواباند.
  • Ich muss noch das Bett betten.من هنوز باید رختخواب را درست کنم.
2 sich

خود را در بستر قرار دادن، دراز کشیدن (معمولاً برای استراحت)

  • Er bettet sich zur Ruhe.او برای استراحت دراز می‌کشد.
  • Sie bettete sich auf dem Sofa.او روی کاناپه دراز کشید.