der Bettlägeriger

Aussprache: /ˈbɛtˌlɛːɡʁɪɡɐ/
Worttrennung: Bett·lä·ge·ri·ger
اسم

فرد بستری در تخت (مذکر)

Bedeutungen

1

مردی که به دلیل بیماری یا ضعف شدید، قادر به ترک تخت خود نیست و بیشتر وقت خود را در بستر می‌گذراند.

  • Der bettlägerige Vater wurde von seiner Familie zu Hause gepflegt.پدرِ بستری در تخت توسط خانواده‌اش در خانه پرستاری می‌شد.
  • Als bettlägeriger Patient benötigt er ständige medizinische Betreuung.او به عنوان بیمارِ بستری در تخت، به مراقبت پزشکی مداوم نیاز دارد.
  • Der bettlägerige Mann konnte nur noch selten Besuch empfangen.مردِ بستری در تخت فقط به ندرت می‌توانست پذیرای ملاقات‌کننده باشد.