der Bettlägeriger
فرد بستری در تخت (مذکر)
Bedeutungen
1
مردی که به دلیل بیماری یا ضعف شدید، قادر به ترک تخت خود نیست و بیشتر وقت خود را در بستر میگذراند.
- Der bettlägerige Vater wurde von seiner Familie zu Hause gepflegt.پدرِ بستری در تخت توسط خانوادهاش در خانه پرستاری میشد.
- Als bettlägeriger Patient benötigt er ständige medizinische Betreuung.او به عنوان بیمارِ بستری در تخت، به مراقبت پزشکی مداوم نیاز دارد.
- Der bettlägerige Mann konnte nur noch selten Besuch empfangen.مردِ بستری در تخت فقط به ندرت میتوانست پذیرای ملاقاتکننده باشد.