herausbeugen
خم شدن به بیرون، بیرون زدن (با خم شدن)
Bedeutungen
1
sich + aus + Dativ (sich aus etwas herausbeugen)
بدن خود را از چیزی (مثلاً پنجره، ماشین) به بیرون خم کردن یا بیرون آوردن.
- Er beugte sich aus dem Fenster, um besser sehen zu können.او برای اینکه بهتر ببیند، خودش را از پنجره بیرون خم کرد.
- Die Kinder beugten sich aus dem fahrenden Auto heraus.بچهها خودشان را از ماشین در حال حرکت به بیرون خم کردند.