vorbeugen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌbɔɪ̯ɡn̩/
Worttrennung: vor·beu·gen
فعل

پیشگیری کردن, جلوگیری کردن, خم شدن به جلو

Bedeutungen

1 Dativ (einer Sache) / gegen + Akkusativ

پیشگیری کردن، جلوگیری کردن از وقوع یک بیماری، مشکل یا اتفاق ناخواسته.

  • Man muss Krankheiten vorbeugen, indem man auf Hygiene achtet.باید با رعایت بهداشت از بیماری‌ها پیشگیری کرد.
  • Wir müssen dem Unfall vorbeugen.ما باید از وقوع این حادثه جلوگیری کنیم.
2 sich (Dativ) + intransitiv

خم شدن به جلو، به خصوص برای جلوگیری از برخورد یا افتادن.

  • Er beugte sich vor, um das Kind aufzufangen.او برای گرفتن کودک به جلو خم شد.
  • Sie beugte sich vor, um die heruntergefallene Münze aufzuheben.او برای برداشتن سکه افتاده به جلو خم شد.