beulten
برآمده شدند، چین خوردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
در مورد اشیاء یا سطوح، ایجاد برآمدگی یا تورفتگی ناخواسته در اثر فشار یا ضربه.
- Die unsachgemäße Lagerung führte dazu, dass die Blechtafeln sich unschön beulten.نگهداری نامناسب باعث شد ورقهای فلزی به شکلی ناخوشایند برآمده شوند.
- Durch den starken Hagel beulten sich die Karosserieteile des Autos.بر اثر تگرگ شدید، قطعات بدنه خودرو دچار برآمدگی شدند.
2
Akkusativ
در مورد بدن انسان یا حیوان، متورم شدن یا برجسته شدن قسمتی از بدن به دلیل بیماری، آسیب یا تجمع مایعات.
- Nach dem Insektenstich beulte sich die Haut um die Einstichstelle herum stark.پس از نیش حشره، پوست اطراف محل گزش به شدت متورم شد.
- Die Lymphknoten im Halsbereich beulten sich aufgrund der Infektion merklich.غدد لنفاوی در ناحیه گردن به دلیل عفونت به طور محسوسی برجسته شده بودند.