beurtheilen
قضاوت کردن، داوری کردن، ارزیابی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
ارزیابی یا سنجش دقیق کیفیت، ارزش یا اهمیت چیزی یا کسی بر اساس معیارهای مشخص.
- Es ist schwierig, die künstlerische Leistung eines Werkes objektiv zu beurtheilen.ارزیابی عینی از ارزش هنری یک اثر دشوار است.
- Der Experte wurde beauftragt, den Schaden am Gebäude fachmännisch zu beurtheilen.از کارشناس خواسته شد تا خسارت وارده به ساختمان را به صورت تخصصی ارزیابی کند.
2
Akkusativ
صدور حکم یا نظر قطعی در مورد درست یا نادرست بودن، خوب یا بد بودن یک عمل یا وضعیت، قضاوت کردن.
- Man sollte niemanden vorschnell beurtheilen, ohne die Umstände zu kennen.نباید کسی را بدون شناختن شرایط، با عجله قضاوت کرد.
- Die Jury muss die Beweise sorgfältig prüfen, bevor sie ein Urteil beurtheilen kann.هیئت منصفه باید شواهد را به دقت بررسی کند تا بتواند حکم صادر کند.