beuteln

Aussprache: /ˈbɔɪ̯tl̩n/
Wortzerlegung: beu·teln
فعل

الک کردن، تکان دادن شدید

Beispiele

  • Die Gesteine wurden fein gepulvert, ''gebeutelt'' und von dem feinsten Mehl derselben eine gewogene Menge mit dem 25fachen Gewicht frisch destillirten Wassers in geräumigen Cylindergläsern übergossen, in einem mässig warmen Zimmer (12–14°C) aufgestellt, gut bedeckt und täglich einmal tüchtig aufgeschüttelt.سنگ‌ها به صورت پودر ریز درآمده، «الک شدند» و از ریزترین آرد آنها، مقدار وزن شده‌ای با ۲۵ برابر وزن آب مقطر تازه در ظروف استوانه‌ای جادار ریخته شد، در اتاقی با دمای متوسط (۱۲-۱۴ درجه سانتی‌گراد) قرار گرفتند، خوب پوشانده شدند و روزی یک بار به شدت تکان داده شدند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را (مانند کیسه) تکان دادن یا لرزاندن

  • Er beutelte den Sack, um den Inhalt zu mischen.او کیسه را تکان داد تا محتویات آن را مخلوط کند.
  • Die alte Waschmaschine beutelt die Wäsche stark.ماشین لباسشویی قدیمی لباس‌ها را به شدت تکان می‌دهد.
2 Akkusativ

به شدت تحت تاثیر قرار دادن، آزار دادن (مجازی، معمولاً منفی)

  • Die Wirtschaftskrise hat viele Familien gebeutelt.بحران اقتصادی بسیاری از خانواده‌ها را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.
  • Das Schicksal hat ihn schwer gebeutelt.سرنوشت او را به شدت آزار داده است.