bevorworten
مقدمه نوشتن برای (کتاب یا متن)، پیشگفتار نوشتن
Beispiele
- Die von Levin Schücking edierte und ''bevorwortete'' Ausgabe, die über kein Inhaltsverzeichnis verfügt, gliedert den Stoff in fünf Bücher.نسخه ویرایش شده و پیشگفتار نوشته شده توسط لوین شوکینگ، که فاقد فهرست مطالب است، مطالب را به پنج کتاب تقسیم میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
برای یک کتاب، مقاله یا اثر دیگر، مقدمه یا پیشگفتار نوشتن.
- Ein bekannter Autor hat das Buch bevorwortet.یک نویسنده مشهور برای این کتاب مقدمه نوشته است.
- Sie wurde gebeten, die neue Anthologie zu bevorworten.از او خواسته شد که برای گلچین ادبی جدید پیشگفتار بنویسد.