bewähren

Aussprache: /bəˈvɛːʁən/
Worttrennung: be·wäh·ren
فعل

اثبات کردن، موفق بودن، شایستگی نشان دادن

Bedeutungen

1 sich (Akkusativ) (sich bewähren)

نشان دادن که برای چیزی مناسب یا کارآمد است، خود را ثابت کردن (معمولاً با 'sich').

  • Er hat sich in seiner neuen Rolle gut bewährt.او در نقش جدید خود شایستگی‌اش را به خوبی اثبات کرد.
  • Diese Methode hat sich über Jahre hinweg bewährt.این روش در طول سال‌ها موفقیت خود را نشان داده است.
2 Akkusativ (jemanden / etwas bewähren)

چیزی را آزمایش کردن، امتحان کردن (کاربرد کمتر).

  • Wir müssen seine Loyalität erst bewähren.ما باید ابتدا وفاداری او را آزمایش کنیم.
  • Die Qualität des Produkts wird sich noch bewähren müssen.کیفیت محصول هنوز باید خود را اثبات کند.