bewähren
اثبات کردن، موفق بودن، شایستگی نشان دادن
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) (sich bewähren)
نشان دادن که برای چیزی مناسب یا کارآمد است، خود را ثابت کردن (معمولاً با 'sich').
- Er hat sich in seiner neuen Rolle gut bewährt.او در نقش جدید خود شایستگیاش را به خوبی اثبات کرد.
- Diese Methode hat sich über Jahre hinweg bewährt.این روش در طول سالها موفقیت خود را نشان داده است.
2
Akkusativ (jemanden / etwas bewähren)
چیزی را آزمایش کردن، امتحان کردن (کاربرد کمتر).
- Wir müssen seine Loyalität erst bewähren.ما باید ابتدا وفاداری او را آزمایش کنیم.
- Die Qualität des Produkts wird sich noch bewähren müssen.کیفیت محصول هنوز باید خود را اثبات کند.