bewässern
آبیاری کردن
Beispiele
- Schon im Frühjahr müssen diese Felder ''bewässert'' werden.این مزارع باید از همان بهار آبیاری شوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به گیاهان، زمینهای کشاورزی یا باغچه آب دادن برای رشد یا حفظ رطوبت.
- Er bewässert die Blumen jeden Morgen.او هر روز صبح به گلها آب میدهد.
- Die Bauern bewässern ihre Felder regelmäßig.کشاورزان به طور منظم مزارع خود را آبیاری میکنند.