bewässern

Aussprache: /bəˈvɛsɐn/
Worttrennung: be·wäs·sern
فعل

آبیاری کردن

Beispiele

  • Schon im Frühjahr müssen diese Felder ''bewässert'' werden.این مزارع باید از همان بهار آبیاری شوند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

به گیاهان، زمین‌های کشاورزی یا باغچه آب دادن برای رشد یا حفظ رطوبت.

  • Er bewässert die Blumen jeden Morgen.او هر روز صبح به گل‌ها آب می‌دهد.
  • Die Bauern bewässern ihre Felder regelmäßig.کشاورزان به طور منظم مزارع خود را آبیاری می‌کنند.