bewachen

Aussprache: /bəˈvaxn̩/
Wortzerlegung: be·wa·chen
فعل

نگهبانی دادن، محافظت کردن، پاسبانی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

ایستادن و مراقبت فیزیکی کردن از یک شیء، مکان یا شخص جهت جلوگیری از فرار، سرقت یا ورود غیرمجاز

  • Ein großer Wachhund bewacht das gesamte Grundstück.یک سگ نگهبان بزرگ از کل ملک محافظت (نگهبانی) می‌کند.
  • Die Soldaten bewachen die Grenze rund um die Uhr.سربازان به صورت شبانه‌روزی از مرز نگهبانی می‌دهند.