bewachen
نگهبانی دادن، محافظت کردن، پاسبانی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
ایستادن و مراقبت فیزیکی کردن از یک شیء، مکان یا شخص جهت جلوگیری از فرار، سرقت یا ورود غیرمجاز
- Ein großer Wachhund bewacht das gesamte Grundstück.یک سگ نگهبان بزرگ از کل ملک محافظت (نگهبانی) میکند.
- Die Soldaten bewachen die Grenze rund um die Uhr.سربازان به صورت شبانهروزی از مرز نگهبانی میدهند.