bewalden

Aussprache: /bəˈvaldn̩/
Wortzerlegung: be·wal·den
فعل

جنگل کاری کردن، پوشاندن با درختان

Beispiele

  • Nun fängt man dort wieder an, die dürren Höhen zu ''bewalden,'' denn Erfahrung hat Lehre gebracht. Aber wer wird einst unsere Gebirge wieder ''bewalden'' können und wollen?!حالا دوباره شروع به جنگل‌کاری کوه‌های خشک می‌کنند، زیرا تجربه درس داده است. اما چه کسی می‌تواند و می‌خواهد کوه‌های ما را دوباره جنگل‌کاری کند؟!

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک منطقه را با درخت کاشتن به جنگل تبدیل کردن یا پوشاندن.

  • Man versucht, die kahlen Hänge wieder zu bewalden.تلاش می‌شود دامنه‌های برهنه را دوباره جنگل‌کاری کنند.
  • Das Projekt zielt darauf ab, große Flächen neu zu bewalden.این پروژه با هدف درخت‌کاری مجدد در مناطق وسیع است.