bewaldet

Aussprache: /bəˈvaldət/
Worttrennung: be·wal·det
صفت

جنگلی، پوشیده از درخت

Bedeutungen

1

مکانی که با درختان پوشیده شده است و جنگل یا بیشه‌زار تشکیل می‌دهد.

  • Die Wanderroute führt durch ein dicht bewaldetes Gebiet.مسیر پیاده‌روی از منطقه‌ای جنگلی عبور می‌کند.
  • Der Hügel war nur spärlich bewaldet.تپه فقط به طور پراکنده درخت داشت.
  • Wir haben unser Zelt auf einer Lichtung im bewaldeten Tal aufgeschlagen.ما چادرمان را در یک بیشه‌زار در دره جنگلی برپا کردیم.