bewandert
مطلع، آگاه، باتجربه، وارد (در زمینهای)
Beispiele
- Wir benötigen einen Mitarbeiter, der nicht nur auf seinem Fachgebiet sehr ''bewandert'' ist, sondern auch über bestimmte Personal Skills verfügt.ما به کارمندی نیاز داریم که نه تنها در زمینه تخصصی خود بسیار مطلع باشد، بلکه مهارتهای فردی خاصی نیز داشته باشد.
- Aber der Prüfer kann aufgrund seiner breiten Fachkenntnis auch als Unternehmensberater arbeiten. ''Bewandert'' ist er außerdem in der Steuerprüfung. Bei Streitigkeiten kann er Schiedsgutachten anfertigen.اما بازرس میتواند به دلیل دانش تخصصی گستردهاش به عنوان مشاور کسبوکار نیز کار کند. او همچنین در حسابرسی مالیاتی باتجربه است. در صورت بروز اختلاف، میتواند ارزیابیهای کارشناسی داوری تهیه کند.