bewegt
پرفراز و نشیب، پرماجرا، متلاطم
Beispiele
- Ede hatte wohl die ''bewegteste'' Vergangenheit von uns allen.اِده احتمالاً پرفراز و نشیبترین گذشته را در بین همه ما داشت.
- 1996 kommt Sohn Joshua auf die Welt, ein Jahr bevor die britische Kolonialmacht Hongkong zurück an Festlandchina übergibt. ''Bewegte'' Zeiten.در سال 1996، پسرش جاشوا به دنیا میآید، یک سال قبل از اینکه قدرت استعماری بریتانیا هنگ کنگ را به چین اصلی بازگرداند. دوران پرماجرایی بود.