beweiben
زن گرفتن، ازدواج کردن (با زن)
Beispiele
- Er schwur dem schönen Weib, ''sich'' niemals ''zu beweiben.او به آن زن زیبا سوگند خورد که هرگز «زن نگیرد».
Bedeutungen
1
Akkusativ
زن گرفتن، ازدواج کردن (معنای قدیمی، به معنای گرفتن زن)
- In alten Zeiten war es üblich, sich früh zu beweiben.در زمانهای قدیم، مرسوم بود که زود ازدواج کنند/زن بگیرند.
- Der junge Adlige musste eine passende Frau beweiben.نجیبزاده جوان مجبور بود با زنی مناسب ازدواج کند.