فعل
سوگواری کردن برای، گریه کردن بر سر
معانی و تعاریف beweinen:
- برای کسی یا چیزی گریه کردن، معمولاً به دلیل غم یا از دست دادن.
جملات نمونه برای beweinen:
Es tut gut, wenn man sich traut, einen Verlust zu ''beweinen.''
خوب است که جرأت کنی برای یک فقدان سوگواری کنی.
Sie ''beweinten'' den Tod des geliebten Bruders.
آنها بر مرگ برادر محبوب سوگواری کردند.
„Und Sarah starb in Kirjat-Arba, das ist Hebron, im Land Kanaan. Da ging Abraham hin, um zu klagen um Sarah und sie zu ''beweinen.''“
و سارا در قریه اربع، که حبرون در سرزمین کنعان است، درگذشت. آنگاه ابراهیم رفت تا برای سارا عزاداری کند و بر او گریه کند.