bewickeln
پیچاندن (چیزی دور چیزی)، لفاف کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با پارچه، نوار یا مادهای دیگر پوشاندن یا دور آن پیچیدن
- Sie bewickelte das Geschenk mit buntem Papier.او هدیه را با کاغذ رنگی پیچید.
- Der Arzt bewickelte den verletzten Arm mit einem Verband.پزشک بازوی آسیبدیده را با باند بست.