bewitzelt
مسخره شده
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را به طور مداوم و با نیت تحقیر یا کوچک شمردن، مورد تمسخر قرار دادن یا مسخره کردن، به طوری که احساس شرمندگی یا ناراحتی شدیدی در او ایجاد شود.
- Er fühlte sich von seinen Kollegen ständig bewitzelt und ausgegrenzt.او احساس میکرد که همکارانش دائماً او را مسخره کرده و طرد میکنند.
- Die Art und Weise, wie sie ihn vor allen Gästen bewitzelte, war zutiefst verletzend.نحوه ای که او در مقابل همه مهمانان مسخره اش کرد، عمیقاً آزاردهنده بود.