صفت
قابل سکونت، زیستپذیر
جملات نمونه برای bewohnbar:
„Ein internationales Forscherteam hat eine potenziell ''bewohnbare'' "Super-Erde" in einem nahen Sternsystem aufgespürt.“
یک تیم تحقیقاتی بینالمللی یک «ابرزمین» بالقوه قابل سکونت را در یک منظومه ستارهای نزدیک کشف کرده است.